مجموعة مؤلفين

79

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

آقا سيد مهدى ، برادر آقا سيد صالح ، زيارت نامه خوان حاجى خانم آمد [ 40 ] منزل من با آقا سيد على آقا ، از حاجى خانم سئوال ها نمود و گمان مىكرد به جهت مشاراليه پولى داده‌اند ، نداده بودند ، من گفتم ، نداده‌اند . پيغام و سلام شكوفه را رسانيدم . گفت ، سلامت باشد . چاى صرف شد ، رفتند . ناهار ، نان و پلو و خرما داشتيم ، خورديم . شام حرم مشرف شديم . با آقا سيد على كوچك آمديم منزل ، شام قورمه سبزى و چلو داشتيم صرف شد ، وقت خوابيدن مشاراليه رفت ، شيخ حسن پسر شيخ اسدالله هم بود . زيارت‌نامه خوان نجف حاجى خانم هم آمد منزل من كه بلكه حاجى خانم به جهت مشار اليه هم خرجى داده باشد ، گفتم : من از حضرت عبد العظيم آمدم و فرصت آن نشد كه به جهت شماها خرجى بدهد محتمل است بعداً روانه نمايد مشار اليه هم رفت . [ هزينه دفن ميّت در حرم امام حسين ] روز سه شنبه بيست و يكم [ محرم ] : [ در ] كربلا ، صبح حرم مشرف شديم ، نماز خوانديم . خدمت حضرت عباس مشرف شدم ، مراجعت كرديم منزل ، چاى را درست كرديم ، آقا سيد جواد و آقا سيد على آقا هر دو آمدند به ديدن ما بعد از صرف چاى و قهوه و قليان رفتند ، بعد آقا سيد مهدى آمد آن هم چاى خورده رفت ، بعد با آقا سيد على در باب تعارف آقا سيد جواد خيلى جواب و سئوال كرديم ، از صد تومان به عدد يك طاقه شال گفتگو مىكرد كه تا ندهيد سنگ را نمىگذارد كار بگذاريد . مختصر ، هرچه گفتيم به خرج نرفت ، او رفت . رفتيم من و ميرزا مهدى حمام بغدادى ، درب دروازه نجف ، آب فرات است ، سر و كيسه كرديم ، مراجعت نموديم . ناهار آبگوشت و ماست و پلو داشتيم صرف شد ، چاى خورديم . ما هم به تلگراف خانه رفتيم كه تلگراف به طهران نمائيم ، گفتند ، فردا صبح ، آمديم منزل . يك طاقه شال به جهت آقا سيد جواد داديم ، كربلائى اسماعيل برد . بعد حرم مرا ديد گفت ، اين شال خوب نيست من قبول ندارم هر چه خواستيم و گفتگو نموديم كه سنگ را برجسته نصب نمائيم ، قبول نكرد ، ما هم هنوز كار نگذاشتيم . به حساب ، قهر كرديم . من را آقا سيد جواد برد شمع روشن كرديم با او ، [ 41 ] بعداز خطبه و فاتحه به اسم مرحوم آقا ، به حرم برديم ، فاتحه را آقا سيدجواد خواند . بعد حرم مشرف